![]() |
![]() |
|
| تقديم به تو كه ...هميشه با مني ...! |
|
یعقوب در انتظار فرزندش یوسف آنقدر گریست که چشمانش نابینا شد اما باز هم امید وصال او را در دل می پروراند و پس از گذشت سالهای متمادی هنوز هم چشم به راه یوسفش می نشست.
...اینک ما چگونه به اتنظار یوسف گمگشته مان نشسته ایم؟آیا ما نیز در فراقش چون یعقوب می سوزیم؟آیا به رنج این مصیبت مبتلاییم؟آیا یعقوب وار معشوق گمگشته مان را منتظریم؟ امام حسن عسگری (علیه السلام)می فرماید: "با شروع غیبت حضرت ولی عصر (عج)هر روز برای ظهور حضرتش چشم به راه باشید" ...عاشقی کار دل است .عاشقی سوختن ُگداختن و برافروختن است.عاشقی از خود گذشتن در راه عشق است و فنا و نیست شدن در راه معشوق.منتظر عاشق همچون تشنه ای است که خودبه آب دسترسی ندارد و پیوسته منتظر است تا توسط عزیزترینش سیراب شود... *هر که باز آید زدرُپندارم اوست. * تشنه مسکین آب پندارد سراب براستی اگر چون یعقوب هر لحظه منتظر و چشم به راهش باشیم و چون زلیخا دلباخته اش شویمُیوسف زهرا (سلام الله علیها)و معشوق دلها از پس پرده غیبت بیرون می آید. ...آری او با نسیمی حیاتبخش می آید. ***بیا که بغض همه ی ابرهای عالم نیز *** به پای گریه بی اختیار ما نرسد ***بیا که گر تو نیایی زخیل مدعیان ***یکی به داد دل بی قرار ما نرسد. "اللهم عجل لولیک الفرج" |
|
+ نوشته شده در
شنبه بیست و ششم مرداد 1387ساعت 13:9 توسط منتظر |
|
|
دخترم بتول من که خدا تو را در میان زنان بی مثل و بی همتا ساخت
دختر دل گسسته ام از دنیا دختر آخرتم دختر بهشتی ام خدا تو را از همه ی آلودگی ها منزه ساخت. عزیز من خدا تورا چند روزی به زمینیان امانت داد تا بدانند که راز آفرینش زن چیست؟رمز خلقت زن در کجاست؟و اوج عروج آدمی تا چه پایه بلند است .می دانم ُ می دانم دخترم که زمینیان با امانت خدا چه می کنند . می دانم که چه به روزگار دردانه رسول خدا می آورند. می دانم بیا!فقط بیا !خستگی این عمر زجر آلود را از تن بگیر!ملائک بال در بال ایستاده اند و آمدن تو را لحظه لحظه می شمرند. بیا و در آغوش پدرت قرار و آرام گیر. سلام بر تو سلام بر پدرت و سلام بر شوی استوارت. مادر ما مادر تموم عالمه فاطمیه خدا هم غرق ماتمه. ایام شهادت جانسوز پاره ی دل رسول خدا و آرامش قلب خدیجه ی کبری سلام الله علیها آن بی بی بی حرم مادر سادات بر مهدی یوسف زهرا و سید علی فرزند با صفایش تسلیت باد. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه بیست و نهم اردیبهشت 1387ساعت 11:3 توسط منتظر |
|
|
زبس كه شرح سيمايت،شنيدم از صبا مستم نه تنها كنج ميخانه،كه من در هر كجا مستم ننوشم جرعه اي ديگر،كه از جام ولا مستم گداي كوي دلدارم،به ياد سامرا مستم سلام،گل نرگسم: خيلي خوشحالم كه اين روزها و شبها از ولادت پرسرور پدر گرامي تان دل نازنينت شاد است... من هم با شادي شما ،شادم و سيماي خندانت كه در ايينه ي دلم نقش مي بندد دوباره بي تاب جمالت مي شوم و براي تسلاي دلم زير لب زمزمه مي كنم :السلام عليك يا بقيه الله... پدر بزرگوارتان كه به دنيا منت نهادند و در يك شبي از ربيع الاول عالم را منور نمودند با خودشان براي ما امدنت را به ا رمغا ن آ ورد و آنگاه كه در آغوش امام هادي لبخند برلبانش نشست به دلهاي منتظر نويد تو را داد و از آن روز بود كه منتظران تو در پي تو آواره گشتند و هنوز به دنبال تواند... حالا آقا ،وز عيد است به من از راه دل بگو كدامين جمعه با ظهورت براي آسمان دلم طلوع مي كني و پايان خستگي هاي تو كي فرا مي رسد؟... در اين روز ميلاد دعا مي كنم امسال پايان روزها وشبهاي غيبتت باشد و تو به همين زودي ها با لبخند ،با تمام مهربا ني هايت بر گردي كه دلم از اين همه غر بتت گرفته است دعايم كن آقا! |
|
+ نوشته شده در
سه شنبه بیست و هفتم فروردین 1387ساعت 12:11 توسط منتظر |
|
|
یا صاحب الزمان کجاست منتظر تو؟ چه انتظار عجیبی! تو بین منتظران هم ُعزیز من چه غریبی! عجیب تر که چه آسان ُنبودنت شده عادت! چه کودکانه سپردیم دل به قصه ی قسمت! چه بی خیال نشستیم ُچه کوششی؟چه وفایی! فقط نشستم و گفتم خدا کند که بیایی! |
|
+ نوشته شده در
دوشنبه سیزدهم اسفند 1386ساعت 11:2 توسط منتظر |
|
|
امام صادق عليه السلام درباره چند ويژگي زمان ظهور فرموده اند:"زمانيكه قائم ما قيام كند،خداوند متعال گوشها و چشمها را در سراسر جهان ياري مي كند،بگونه اي كه بين آنها و قائم (عج)واسطه اي نباشد.او با آنان سخن مي گويد و آنها صحبت او را مي شنوند،او را مي بينند در حاليكه آن حضرت در مكان خود مي باشد" آري؛ارمغان امام عصرمدينه فاضله است.جهاني پاك وپاكيزه با مردماني نيك سيرت و خدا پرست.همه يكدل و متحد در ايمان و عقيده .زندگيهايشان سالم و بي دغدغه و عاري از هر گونه بيماري روحي و جسمي
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 12:2 توسط منتظر |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 8:38 توسط منتظر |
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 8:16 توسط منتظر |
|
![]() |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 8:13 توسط منتظر |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 8:11 توسط منتظر |
|
|
اي تو آرام دل هر بي شكيب مستجاب آخرين امن يجيب صبح جمعه رقص شورانگيزِِِباد حلقه زلف تو را آرد به ياد با من اي خوب از تبار خود بگو از دل اندوهبار خود بگو كيست اين دلشوره هاي بي كران پشت كاشي هاي سبز جمكران هر غروب اشكم پياده مي شود پابرهنه سوي جاده مي شود مي دود تا ردّ پايت در غروب اي پر از اندوهايت هر غروب كاروان سالار رفتي صبر كن يوسفي دارم به چاه انتظار كي به درياي ظهورت مي رسم زورق اين آب راه انتظار بي تو درياي دلم طوفاني است نبض عمرم در تب ويرانيست. |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه دوازدهم اسفند 1386ساعت 8:1 توسط منتظر |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
|
| نوشته های پیشین |
|
مرداد 1387 اردیبهشت 1387 فروردین 1387 اسفند 1386 بهمن 1386 |
| پیوندها |
|
شميم 14 |
|
RSS
|